تبليغاتX
دیوانه ی باران
دیوانه ی باران
گاهی مثل " باران " باید بارید،زندگی بخشید،طراوت داد و رفت...
قالب وبلاگ
نمیــــــ . . .گذرونم زندگیـــــــــــ...ـمو..
وایــــــــــــــــــــ...سادم خودش بگذره!
نتیـــ...جه همیـــــــ...شه همونیـــــ.... میـــــ...شه که نبایـــــــ...د بشه!!!

برچسب‌ها: زندگی
[ جمعه 1391/02/08 ] [ 17:14 ] [ میثم ] [ ]
"آتش شدم!
خواستـ . . .م بسوزانم اما خود سوخت . . . م!
سوخـ . . .تــــــــــــــــــنم را تنـــــــــــــــــــــم باور نکرد!"
دارم از درون می سوزم اما دستام سرده
دود سوختنم داره خفه م میکنه..

از دست همه خسته م ،از دست خودم بیزار..
اه ه ه... دست بدشانس! تو که کاری نکردی ،همش تقصیر دل لعنتی بود..
لعنتی خفه شدم یا بکش یا ول کن !
دیونه شدم بازززززززززززززززز...
مث خنده شادمو مث گریه کسل!!

دوس دارم برم تو دریا ..
یا خفه میشم با آتیش وجودمو خاموش می کنم!!


پ.ن: الان دارم این آهنگو گوش میدم
مث همیشه آهنگیو گوش میدم که مناسب حال و وضعیتم باشه..

یک شب آتش در نیستانی فتاد

سوخت چون اشکی که در جانی فتاد

هر نیی شمع مزار خویش شد

شعله تا سرگرم کار خویش

شعله تا سرگرم کار خویش شد

هر نیی شمع مزار خویش شد

نی به آتش گفت:

کین آشوب چیست؟

مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟

گفت آتش بی سبب نفروختم

دعوی بی معنی ات را سوختم

گفت آتش بی سبب نفروختم

دعوی بی معنی ات را سوختم

سوختم...

زانکه می گفتی نیم با صد نمود

همچنان در بند خود بودی که بود

مرد را دردی اگر باشد خوش است

درد بی دردی علاجش آتش است

سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد

سوخت چون اشکی، که بر جانی فتاد

اینم لینک دانلود و شنیدن آنلاین آهنگ آتش در نیستان شهرام ناظری


برچسب‌ها: دریا, دیوونگی, سوختن
[ دوشنبه 1391/01/21 ] [ 20:28 ] [ میثم ] [ ]

مبنای تاریخ کوردی مبنای تاجگذاری دیاکو، بنیانگذار امپراطوی ماد، است. دیاکو 700 سال قبل از میلاد مسیح تاجگذاری کرد. 
2712 = 700 + 2012
که این با سال ایرانی که مبدا آن تاجگذاری کوروش است فرق میکند.
کوروش 559 سال قبل از میلاد مسیح تاجگذاری کرد:
2571 = 559 + 2012
کورش پدری پارسی -کمبوجیه- و مادری ماد-ماندانا دختر آستیاگ آخرین امپراطور ماد داشت -لذا در میان هردو قوم دارای مقبولیت بود . در واقع کوروش از نوادگان کوردها و سلسله هخامنشی ادامه سلسله مادها بوده است.کوروش , نوه آخرین پادشاه ماد بوده است.
مبنای تاریخ رسمی در اقلیم کوردستان عراق همین سال کوردی است که نوروز امسال می شود 2711. از این تاریخ بصورت رسمی در مدارس، تلویزیون، ادارات، نامه های رسمی و غیره استفاده می شود. در کوردستان عراق دومین تاریخ رسمی، تاریخ میلادی است.
*چهارشنبه سوری و نارنجک و ترقه و ماهی سر سفره هم یک بدعت است.اما روشن کردن اتش شب سال نو و رقصیدن به دور ان از رسوم هزاران ساله کوردها و ایرانی هاست.
سال 2712 کوردی بر همه کوردها و ایرانیهای اصیل مبارک باد

منبع: بهشت گمشده ام مریوان - نویسنده :علی مصطفی زاده


*در مورد چهارشنبه سوری مطمئن نیستم که آیا بدعت هست یا نه اما در بقیه موارد شکی نیست!!


برچسب‌ها: سال 2712 کردی, کورد, کرد, سال نو, دیاکو
[ جمعه 1391/01/18 ] [ 17:12 ] [ میثم ] [ ]
سلام

اولا سال ۲۷۱۲ کردی (کوردی) و ۱۳۹۱ هجری شمسی رو به همتون تبریک میگم!

سالی نویتان پیروز بیت (اینم تبریک به زبون شیرین کوردی)

دوما معذرت برای اینکه این مدت نبودم..

خیلی احساس خستگی و گیجی می کردم تو این مدت

احساس تکــــــــــــــــــــــــــــــــــرار و تکـــــــــــــــــــــــــــــــرار ...

گفتم سال جدید میرم سفر یه آب و هوایی عوض می کنم ،بهتر میشم اما چیزایی پیش اومد که نشد برم سفر.

به هرحال سال جدید رو چندان خب شروع نکردم  ،حالا هم نمی دونم باید بگم "سالی  که نکوست از بهارش پیداست "یا امیدوارانه بگم "جوجه رو آخر پاییز میشمورن"!!!

اما این مدت فکرا و تصمیمای زیادی به ذهنم خطور کرد!

یه سری دوست جدید پیدا کردم یه سری رو هم سعی کردم برا همیشه فراموش کنم!

در مورد درسم هم اولش فک کردم آزمون پرستاری به پزشکی شرکت کنم اما الان فک میکنم ارزش نداره اون همه وقت و انرژی رو صرف کنم و بعد چن سال تازه پزشک عمومی شم
اگه ارشد پرستاری بخونم فک کنم بهتر باشه..

بهرحال هنوز تصمیم نهاییمو نگرفتم..

این چن روزه هم حس تنهایی زیادی میکنم،چون وقتی دوس دارم برم بیرون کسی نیس که وقتمو باش بگذرونم د رحالی که خیلیا هم دور و برم هستن!

در کل بگم حالم چندان خوب نیس امیدوارم روزای بعدی روزایی خوبی باشه

سیاوش قمیشی هم یه تک آهنگ خونده فک کنم مناسب حال و وضعیت من باشه

 

ای آدمک کوکی صبح شد که بیدار شی

مثل همه عمرت تکرار شی و تکرار شی

صبح ولی انگار نیست تو توی شب برفی
بین شب و روز تو انگار که نیست فرقی

شبها مثل روزاته روزات همگی تکرار
از دست همه سیری از دست خودت بیزار

پرواز واسه تو مرده تو اوج نمی گیری
بردی همه رو از یاد از یاد همه میری

تا فرصت هنوز هم هست برگرد به خودت برگرد
نو شو که این تکرار از تو ، تو رو دورت کرد

بسه اگه تا امروز تکرار تو رو داد بر باد
فردا رو بساز از نو دیروز و ببر از یاد

تو لحظه تکراریت تنها خودتی همرات
حسرت شده یارت ای کاش همه حرفات

با غصه نشو همدم سنت شکن خود باش
آزادترین فردی وقتی که نگی ای کاش
 

 

  دانلود آهنگ "تکرار" سیاوش قمیشی  

 

 

روزام تکراریه ،از تکرار هم بیزار...

کاش باز بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــارون بباره!

کاش هیچوقت نگم ای کاش!

کاش آزاد باشم...!! 


برچسب‌ها: تکرار, سیاوش قمیشی, دانلود, باران
[ جمعه 1391/01/18 ] [ 16:11 ] [ میثم ] [ ]

سلام دوستای خوبم
ببخشین این مدت که امتحانا بود نتونستم آپ کنم دوباره(نیس من زیادم درس میخونم!)
بعدشم که برگشتم خونه و وقت نمی شد

رفتم جوانرود دیدم بلللللله..برف زیادی باریده
برا همین به اتفاق جمعی از اراذل و اوباش (استعاره از دوستان عزیز اینجانب) رفتیم برف بازی و سرسره بازی ...با یه تیوب بزرگ! که جاتون خالی خیلی خوش گذشت.
یه روزم به اتفاق خونواده رفتیم برف بازی که اونجا هم خیلی خوش گذشت
چنتا عکسم گرفتم اما متاسفانه!! چون تو سایتای بیگانه س ف ی ل ت ر ه و نمیشه دیدشون!

 


وقتی برف میاد آدم فک میکنه چه کارایی میتونه بکنه..
میشه یه کارای جالبی کرد!
میشه بری توی برف بخوابی با لباس زیر!
آدم برفی سر وته درست کنی
بری سرسره بازی
برف بریزی تو لباس که یخ بزنه و کلی بخندی!
میشه بری زیر برف و با صدای بلند آواز بخونی
میشه تو اون سرما هرم گرم نفساتو ببینی...
اصن اکیپی رفت بیرون و برف بازی کرد!


یا اینکه..
تولد یکیو تبریک گفت که گاهی دلت براش تنگ میشه و اون خبر نداره!

که البته اگه این کارارم بکنین میگن دیوونه س!
ولی دیگه تصمیم با خودتونه...
من که این کارارو کردم و خیلیم حاااال داد

میتونی رو بارفا قدم بزنی و به صدای که با هر قدمت درست میشه گوش کنی..
خرپ خرپ..
صدای یه فشار...یه انجماد...یه دور هم جمع شدن دوباره ،شایدم به له شدگی!
به هرحال باید به این چیزای خیلی معمولی با یه دید به پدیده ی خارق العاده نگاه کرد!
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید..

از اینکه دوباره برگشتم اینجا و حرفای دلمو نوشتم خوشحالم
احساس سبکی میکنم
برقرار باشید و سبز و دلتون به پاکی و سفیدی برف
راستی بنظرتون این گربه چقد به من شبیهه؟؟!

[ شنبه 1390/11/22 ] [ 17:20 ] [ میثم ] [ ]
سلام و تبریک!!

باز هم بردیم...

۴ برد متوالی...

آقایون و خانوما، ما دیگه خسته شدیم از این همه برد!!

آخه این پرسپولیس دیگه خیلی ضعیف شده!

استقلال ۳ - پرسپولیس ۰

پی نوشت این عکس: یه قسمت قرمز رنگ توجه لازم را مبذول نمائید!!

از این به بعد باید دنبال رقبای دیگه بگردیم چون:

اولا باید با تیم های قوی تری بازی کنیم ،آخه این پرسپولیس برا ما دیگه حریف شناخته نمیشه

دوما این تیم احتمالا سال بعد به دسته پایین سقوط میکنه و باید به فکر یه تیم دیگه باشیم که شاید جرات کنه با ما در بیفته!!

آقا دیگه از لیگ برو بیرون...

این بردهای پباپی رو به همه ی استقلالی ها بخصوص برو بچ دوره ی ۴۶ پرستاری تبریک میگم

و ...

یه تسلیت ویژه از طرف میثم خان خدمت مایکو جان!!

اینم لینک درخواست کارت عضویت هواداری تیم استقلال (تاج) تهران

برقرار باشید و سبز سبز...چه آبی چه قرمز


یه پی نوشت دیگه:
استقلال: ما 23 باربردیم شما 17 بار / پرسپولیس:ما 6 تازدیم
استقلال:مارفت وبرگشت بردیمتون / پرسپولیس:خب ما 6 تا زدیم ...
استقلال:علی سامره ثانیه 30 بهتون گل زد ... / پرسپولیس:ما 6 تازدیم
استقلال:ما دوبار قهرمان آسیا شدیم شما حتی یک بارم به نیمه نهایی نرسیدین / پرسپولیس:ما 6 تا زدیم 
استقلال:ما از الغرافه 5 تا نخوردیم / پرسپولیس:ما 6 تا زدیم
استقلال:ما زودترین گل تاریخ لیگ برتر و تو ثانیه 8اونم از مس سرچشمه نخوردیم / پرسپولیس:ما 6 تا زدیم
استقلال:ما پرافتخارترین تیم آسیا هستیم / پرسپولیس:ما هم 6 تا زدیم
استقلال:خوبی؟ / پرسپولیس:ما که 6 تا زدیم!!!
الان دیگه واقعا باید چی بگیم بهشون؟!؟!؟!؟
[ جمعه 1390/09/18 ] [ 20:40 ] [ میثم ] [ ]

سلام دوستای عزیزم

این مدت که تعطیلات بود برای اینکه به عزیزی رو ببینم رفتم همدان وخیلی هم خوش گذشت، گرچه هوا سرد بود.

حدود یه روز اونجا بودم و صبح روز سه شنبه حدود ساعتای 4 رسیدم تهران.

وقتی اومدم تو  بی ار تی  ترمینال غرب که بیام سمت انقلاب، دیدم یه نفر که بنظر مرد میومد اما لباس زنا رو پوشیده ،تو قسمت آقایان با یه مرد دیگه نشسته..

اول کنجکاو شدم و نگاه کردم ببینم درست تشخیص دادم یا نه! اما انگار بله، تشخیصم درست بود.

راستش مث خیلیا از دیدنش خنده م می گرفت...منم اول بار بود همچین آدمی رو می دیدم و واکنش مردم رو هم می دیدم که چطور نگاش می کردن و چی می گفتن...

من چون آدمیم که بنظرم آزادی یعنی "کاریو که دوس داری بکن بشرطی که به کس دیگه ای توهین نکنی  یا به آزادی اون تعرض نشه" سعی می کردم خودمو بی تفاوت نشون بدم که مبادا ناراحت بشه..

خلاصه تو ذهنم بود که یه چیزی بر ضد اینطور آدما که جایگاه خودشونو نمیشناسن بنویسم ،تا اینکه  امشب اتفاقی یه فیلمو دیدم که نظرمو خیلی تغییر داد..

مستند ساخته شده توسط خانم شرارخ عطاری که به مسائل دوجنسه های ایرانی ،عمل جراحی تغییر جنسیت و مشکلات بعد از آن و....می پردازد:

یه فیلم مستند  (که شاید خیلی وقت پیش شما دیدین!) در مورد زندگی دو جنسی یا (transsexual) و عمل جراحیشون برای تغییر جنسیت.

یه جا تو اوایل فیلم هست و برام جالب بود که ازدکتره می پرسن :چطور تشخیص می دین فرد دوجنسی (transsexual) یا هم جنس باز (homosexual)؟

دکتر گفت: "وقتی از مضرات و مشکلات همچین عملی به فرد هم جنس باز می گم سریع منصرف میشن اما وقتی فرد دو جنسی باشه با آغوش باز ازش استقبال می کنه."

با چن تا شخصیت تو این فیلم مصاحبه می کنه که بصورت مختصر براتون شرح میدم:

فقط قبل از خوندن این متن برای درک بهتر این مطلب چشاتونو ببندین و اگه دخترین فک کنین شما پسرین ولی اخلاق و روحیاتتون کاملا دخترونه س(یعنی چیزی که الان هستین) و برعکس اگه پسرین فک کنین دخترین ولی روحیات و علایقتون کاملا پسرونه س (یعنی همینی که الان هستین)...حالا چه حسی دارین؟!؟!

احتملا حس می کنین یه چیزی سر جای خودش نیست! شما اونی نیستین که باید باشین در صورتی که مجبور هستین اینجوری خودتونو جلوه بدین.حالت واژگونی،عدم تعادل بین بودن وشدن! دقیقا مث حالتی که دلتون عروسک می خواد و باید تفنگ دستتون بگیرین یا دلتون می خواد تو کوچه فوتبال بازی کنین و مجبور باشین نقش آشپز رو بازی کنین.

خب بریم سر معرفی شخصیت ها:

اولیش دختریه که میخواد پسر بشه و خیلی هم مردونه با دکتر حرف میزنه مث یه مرد!!

دومیش پسریه که میخواد دختر بشه و خونواده ش هم ازش حمایت می کنن و حتی دوس پسر هم گرفته..

جالب اینکه بعد از عملش  خیلی راضیه از کاری که کرده ،اما دوس پسرش با اینکه اونو به عنوان یه دختر قبول کرده اما انگار حاظر نیس باهاش ازدواج کنه (البته خودم فک می کنم دلیلش اینه که اگه با همچین فردی ازدواج کنه مشکلات خاصی داره از قبیل :عدم بارداری دختر یا پسری که این عملو انجام داده،نظر مخالف خانواده با همچین وصلتی و..) بگذریم...

سومین کیس پسر دیگه ای بود که  از یه شهر کوچکتر از طرف خونواده ش طرد شده بود و اصرار داشت عمل بشه و شد!

بعد یک سال که سراغش اومده بودن و باهاش حرف می زدن می گفت با چن نفردیگه که مث خودشن(دو جنسه) مشغول تن فروشیه

که بنظرم یکی از عواقب بد همچین عملی هست..البته شاید اگر فرد توسط خونواده ش طرد نمیشد مجبور نبود برای خرج و مخارجش همچین کاری کنه، گرچه این هم نمیتونه دلیلی محکم برای توجیه کارش باشه چون برای امرار معاش راه های دیگه ای هم وجود داشت.

گرچه چنین افرادی با این وضعیت عمل هم نشن ممکنه باز هم مورد تجاوز جنسی و سواستفاده قرار بگیرن.

در آخر هم خودش میگه که اگه می دونست خونواده ش حتی بعد از عملش سراغشو نمی گیرن هرگز دس به چنین کاری نمی زد!

و این هم می گه :عشق رو تو خودش کشته و هرکی میگه دوست دارم،میگم  پول داری؟؟!؟!

چهارمین کیس هم باز یه پسر بود که اخلاق ،رفتار و حتی پوششش دخترونه بود اما می گفت لزومی نمی بینه با توجه به مشکلاتی که می دونه بعد از عمل براش پیش میاد دس به چنین کاری بزنه.
تو کشورهای دیگه یک فرد دو جنسه میتونه بدون عمل هم با فرد مورد نظرش ازدواج کنه اما تو ایرا ن لزوما یا باید مرد باشی یا زن . دلیل این فرد هم همین بود.

دکتر هم یه جمله میگه و اینکه :کسی که دوجنسه س هیچوقت از عمل جراحی که انجام میده پشیمون نمیشه .

اما تو همین فیلم می بینیم یکیشون از کرده ش پشیمونه که البته این کیس بدلیل مشکلاتی که ناشی از طرد از طرف خونواده ش بوده همچین حسی داشته که نمی تونیم ازش برای رد یا اثبات ادعای دکتر استفاده کنیم.

یه جا از فیلم که پسره رو میبرن اتاق عمل و دوستش که خودش هم همچین مشکلی داره، داره با کسی که باهاش مصاحبه می کنه حرف می زنه و میگه : عمل تازه شروع مشکلاته ،شروع طرد از جامعه و خونواده و هزار و یک بدبختیه دیگه...و اینکه میگه نمیدونه بعدش که بهزیستی دیگه رهاش کرد به حال خودش چکار کنه و می زنه زیر گریه...!!!

شاید بهتر باشه خونواده ها همچین افرادی رو بعنوان به عضو از خونواده که یک مشکل جنسی داره و یک بیماره –گرچه سخته اما شدنی- بپذیرن و نه  یه آدم غیر طبیعی یا یه فرد هوس باز، که بعدا مورد سو استفاده جنسی قرار بگیرن.

خودم می خواستم فیلمو آپلودش کنم اما دیدم خیلی وقت گیره پس واگذار کردم به خودتون...
آنکه فیلم خواهد رنج سرچ کردن برد..!

یه سرچ کنین براحتی بهتون لینک دانلودشو میده!

نتیجه اخلاقی:  تو نگاه اول در مورد سر تا پای آدما قضاوت نکنیم!

[ چهارشنبه 1390/09/16 ] [ 10:3 ] [ میثم ] [ ]
 چه می کردی اگر باران به بالا می بارید؟

من؟

بله 

عادت می کردم به زندگی روی ابرها فکر کنم...

 البته به نظر خودم باران وظیفه ش محبت و ایثاره..
اگه باران بین همون ابرا میموند و طراوت و زندگی رو با نابودی خودش  عوض نمی کرد دیگه اسمش باران نبود

"گاهی مثل باران

باید بارید 

زندگی بخشید

طراوت داد و رفت..."

از طرفی هم وقتی فک می کنم میبینم واقعا جای باران، زمین نیست..!

"نیا باران زمین جای قشنگی نیست.."!!

[ دوشنبه 1390/09/07 ] [ 3:21 ] [ میثم ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من یه دیوونه ی عاقلم! پارادوکس نیس واقعا میشه...میخوای بدونی چه جوری!؟از من بپرس..... این وبلاگ درباره ی شعر های خودم و دیگرون و بارون و همه چیه...!!اسمم میثم ،
دانشجوی پرستاری دانشگاه تهران.دیوونه بارونم......ظاهری آروم و درونی پر از هیاهو و دیوونگی و شهوت آزادی و رها بودن،پسری با ذهنی سیاه و سفید یا شاید رنگی..نمیدونم!!با فکرایی مث یه دیوونه..گاهی حس میکنم کله پوکم و گاهی فک میکنم فوق دکترای پرستاری...!! بگذریم ممنون که به دنیای بارونیم قدم گذاشتین..(ترجیحا قبل از ورود چتراتونو ببندین تا حسابی خیس شین...)آآآآآآآآآآآآه..............باران
.............................................
منتظر نباش كه شبي بشنوي
از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام !
كه عزيز باراني ام را ،در جاده اي جا گذاشتم !
يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم !
توقعي از تو ندارم !
اگر دوست نداري، در همان دامنه‌ي دور دريا بمان !
هر جور تو راحتي ! باران زده ي من !
همين سوسوي تو، از آن سوي پرده ي دوري
براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست !
من كه اين جا كاري نمي كنم !
فقط گهگاه،
گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم !
همين !
اين كار هم كه نور نمي خواهد !
مي دانم كه به حرفهايم مي خندي !
حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم
باران مي آيد !
صداي باران را مي شنوي ؟!
لینک دوستان