X
تبلیغات
دیوانه ی باران

دیوانه ی باران
گاهی مثل " باران " باید بارید،زندگی بخشید،طراوت داد و رفت... 
لینک دوستان
سلام دوستای خوبم

 این مدت درگیر خیلی چیزا بودم و اعصابم ریخته بود به هم، اما الان یه مقدار بهترم

چن روزه خیلی دلم برا خودم تنگ میشه

برای هیرای چن سال پیش..

بک پسر با کلی احساس پاک و انرژی مثبت اما الان.. بی خیال!

یه تصنیف قشنگ میخوام بهتون معرفی کنم گرچه احتمالا شنیدین..

عالیه فقط باید گوش بدین و لذت ببرین

متن شعر از "فریدون مشیری" هستش که با صدای "همایون شجریان" در تصنیف "تو کیستی" از آلبوم  "با ستاره ها" ترکیب زیبایی از واژگان،موسیقی و آواز ایرانی رو به وضوح میتونین لمس کنین.


متن کامل شعر "فریدون مشیری" :

تو کیستی ، که من اینگونه ، بی تو بی تابم ؟

شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم .

تو چیستی ، که من از موج هر تبسم تو

بسان قایق ، سرگشته ، روی گردابم !

تو در کدام سحر ، بر کدام اسب سپید ؟

تو را کدام خدا ؟

تو از کدام جهان ؟

تو در کدام کرانه ، تو از کدام صدف ؟

تو در کدام چمن ، همره کدام نسیم ؟

تو از کدام سبو ؟

من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه !

چه کرد با دل من آن نگاه شیرین ، آه !

مدام پیش نگاهی ، مدام پیش نگاه !

کدام نشأه دویده است از تو در تن من ؟

که ذره های وجودم تو را که می بینند ،

به رقص می آیند ،

سرود می خوانند !

چه آرزوی محالی است زیستن با تو

مرا همین بگذارند یک سخن با تو :

به من بگو که برو در دهان شیر بمیر !

بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف !

ستاره ها را از آسمان بیار به زیر ؟

ترا به هرچه تو گویی ، به دوستی سوگند

هر آنچه خواهی از من بخواه ، صبر مخواه .

که صبر ، راه درازی به مرگ پیوسته ست !

تو آرزوی بلندی و ، دست من کوتاه

تو دوردست امیدی و پای من خسته ست

همه وجود تو مهر است و جان من محروم

چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است

اینم ابیاتی که "همایون شجریان"می خونه :

تو کیستی
ترانه سرا: فریدون مشیری
تنظیم: محمد جواد ضرابیان

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو کیستی که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق سر گشته روی گردابم
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین آه
تو دوردست امیدی و پای من خسته است
چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است
تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه
مدام پیش نگاهی مدام پیش نگاه
چه آرزوی محالی است زیستن با تو
مرا همین بگذارند یک سخن با تو

دانلود تصنیف تو کیستی؟

 

 


موضوعات مرتبط: آواز ایرانی
برچسب‌ها: تو , من , چشمانت , همایون شجریان , فریدون مشیری
[ جمعه 1391/12/18 ] [ 0:32 ] [ هیرا ]

یلدا را به گیسوانت گره زده ای

و این گونه ناجوانمردانه کمر به قتل قلب یک مرد بسته ای بانو!

تنهایی ام را از این طولانی تر مکن..

می خواهم امشب تمام قلبم را برایت دانه دانه کنم

و به خوردت بدهم شاید بفهمی چگونه "فریب چشم جادویت" را خوردم!

و اینگونه مدامم مست میداری..

به دیوانگی ام نخند!

یاد چشمان خرابت

خرابترم می کند

از این که هستم!

" باز من

دیوانه ام
مستم!"

سلام

امیدوارم حالتون خوب باشه

امشب آخرین شب پاییز امسال..

شب یلدا..

امشب از همه شب ها تنها تر بودم ،چون همه دوستام بیرون بودن و من ..

اما بی خیال..

پایان شب سیه سپید است...حتی اگه شب یلدا باشه!

این مدت چون ال سی دی لپ تابم خراب شده و نزدیک امتحاناتیم و...مث قبلنا آپ نمی کنم.

ایشالا اگه فردا دنیا تموم نشد و عمری باقی بود بازم می نویسم..!!!


الان دارم این تصنیف رو (حدود 20 - 30 بار)!! گوش میدم

واقعا فکرشو نمی کردم انقد عالی خونده باشه. 

تصنیف "مدامم مست"

ساخته: سیامک آقایی

آواز: سالار عقیلی

سنتور: سیامک آقایی

تمبک: پدرام خاور زمینی

شعر: حافظ

کنسرت یاد باد (بزرگداشت استاد پرویز مشکاتیان)

دستگاه نوا


مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت

خرابم میکند هر دم فریب چشم جادویت



من و باد صبا مسکین دو سرگردان دو بیحاصل

من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت


تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی

صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت


و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی

برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت

 


دانلود تصنیف "مدامم مست" با صدای سالار عقیلی


موضوعات مرتبط: آواز ایرانی ، شخصی
برچسب‌ها: چشمانت , من , تو , دیوانه , عشق
[ جمعه 1391/10/01 ] [ 0:2 ] [ هیرا ]
از پا افتاده ام! 

چشمانت از همان اول کار دست دلم داد

 این همه راز رنگارنگ را چگونه جمع بسته ای میان سیاه چشمانت؟!

 لحظه ی دیدار تو پاهایم خشکشان میزند!

میلرزد دلم،دستم... 

چه مبهمی...

این چه رازیست دلبر دیوانه ی من!؟


متنی که نوشتم منو یاد یکی از کارهای شهرام ناظری به نام "لحظه ی دیدار" انداخت.. 

ب

اینم لینک دانلود تصنیف لحظه ی دیدار  از وبلاگ ساز خاموش


موضوعات مرتبط: سیاه مشق های سپید من ، آواز ایرانی
برچسب‌ها: چشمانت , من , دیوانه
[ سه شنبه 1391/07/04 ] [ 0:11 ] [ هیرا ]
دلم گرفته 

دیگه خوشحال نیستم !!

همین!

مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز

جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی...

الان دارم تصنیف "هوای گریه" همایون شجریان رو گوش میدم

دیگه اشکام امونم نمی دن...

نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخت پاره بر موج

رها رها رها من

ز من هر آنکه او دور

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک

از او جدا جدا من

 

نه چشم دل به سویی

نه باده در سبویی

که ترکنم گلویی

به یاد آشنا من

ستاره ها نهفتند

در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من

هوای گریه با من...

 

نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخت پاره بر موج

رها رها رها من

ز من هر آنکه او دور

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک

از او جدا جدا من


موضوعات مرتبط: آواز ایرانی ، شخصی
[ یکشنبه 1391/05/01 ] [ 21:14 ] [ هیرا ]

سلام

یه شاهکار از "شهرام ناظری" حتما حتما گوش بدین..

اینم کلیپ کامل تصویریش،البته کیفیتش پایینه و فرمتش ۳جی پی هست.

دانلود کلیپ کامل تصویری کنسرت شهرام ناظری و چکناواریان

 دانلود کلیپ صوتی در ادامه مطلب...

البته چون متن شعر کردیه هم شعر هم ترجمه به اضافه ی دانلود صوتی این اجرا رو از  وبلاگ آواز ایرانی  با اجازه ی خودش کپی کردم که کارم راحت تر شه!!


اثری از " شهرام ناظری " بر اساس ملودی قدیمی کردی

به همراه ارکستر سمفونیک ارمنستان به رهبری " لوریس چکناواریان"  

 

چکناواریان ناظری

 

 

واوارن وارانه، واران ترم كرد

(باران بارانه ،باران خیسم كرد)

 

سوزه ی چاو خومار عزیزه كم ، له دین درم كرد

 (سبزه روی چشم خمار عزیزم، از دین به درم كرد)

 

نازنین ، له دین درم كرد

(نازنین ، از دین به درم كرد)

 

واران وارانه ، واران وارانه ، عزیزكم  گل ریزه ریزه

(باران بارانه، باران بارانه،عزیزم  گل پر پره)

 

وعده ی وهار دای عزیزكم ،  یه خو پاییزه

(تو وعده بها ر به من دادی عزیزم، این كه پاییزه (پاییز شد و ولی نیامدی) )

 

واوارن وارانه، واران ترم كرد

(باران بارانه ،باران خیسم كرد)

 

سوزه ی چاو خومار عزیزكم ، له دین درم كرد

 (سبزه روی چشم خمار عزیزم، از دین به درم كرد)

 

نازنین ، له دین درم كرد

 (نازنین ، از دین به درم كرد)

 

دانلود واران وارانه شهرام ناظری


موضوعات مرتبط: آواز ایرانی
[ دوشنبه 1390/03/30 ] [ 23:58 ] [ هیرا ]

اجرای سرود ای ایران ای مرز پر گهر توسط جمعی از هنرمندان سینما

از جمله:

جمشيد مشايخي، داريوش ارجمند، پرويز پرستويي، رويا نونهالي، عليرضا خمسه، پژمان بازغي

حسن پورشيرازي، فقيهه سلطاني، پانته‌آ بهرام، حميد جبلي، كورش تهامي، مريلا زارعي

این ویدئو توسط سامان مقدم تهیه شده

دانلود اجرای سرود ای ایران توسط جمعی از هنرمندان سینما

دانلود سرود ای ایران با صدای استاد بنان

این مطلبو از وبلاگ آقای کسری وحیدی  به نام وبلاگ آواز ایرانی کپی کردم.ازشون بخاطر این  کپی کردن این مطلب عذر میخوام!!آخه کامل نوشته بود...از این بهتر نمیشد توصیف کرد.

نظر یادتون نره!!

ممنون دیووووووووووووووووووونه ها...!


موضوعات مرتبط: آواز ایرانی
[ یکشنبه 1389/07/11 ] [ 11:54 ] [ هیرا ]

امشب یه حالی شدم!

"باز دیوانه شدم...باز سودایی شدم"

اما اینبار بارون دیوونه م نکرد.....یکی دیگه بود...

یه صدا بود...یه صدا قشنگ ،مهربون و صمیمی...

استاد شجریان!!

ساعت ۲:۳۰ نصفه شبه.با عجله یه خودکار برداشتم و رو پله ها نشستم و شروع کردم به نوشتن...

آخه یه دوست عزیز یه بار بهم گفت:"بنویس...واسه اینکه آروم شی..بنویس آقا میثم"

امشب که رفتم تو حیاط"جان عشاق"استاد شجریان رو که با پیانو خونده گوش میدادم..

اولش پیانو بود،عالی بود...بعد از حدود ۴ یا ۵ دقیقه یهو استاد شروع کرد..

"همای اوج سعادت به دام ما افتد..."

تنم لرزید..موهای بدنم سیخ شد...

ادامه دادبه خوندنش و داشتم به وجد می اومدم...اون لحظه یاد حرفای هم اتاقیم(کسری جون)افتادم که میگفت وقتی این آهنگو شنیده بوده چه حالی بهش داده و...تو این فکرا بودم که رسید به این قسمت که میگه:"به نا امیدی از این در مرو ،بزن فالی      بود که قرعه ی دولت به نام ما افتد"

اینجا بودکه نمیدونم چرا اشک تو چشام حلقه زد...سردم شد...شاید از فرط خوشحالیو لذتی بود که می بردم....

نمیدونم...

وقتی  خیلی خوشحالم گریه م می گیره!! واسه همینه که میگم دیوونه م!

مونده بودم که بگم آفرین به شاعرش یا رحمت به خواننده ش یا درود بر نوازنده پیانو(استاد جواد معروفی)...!

حرف نداشت.."دیوانه وار دیوانه بود"!!

بعد که اشکام جاری شد حس خوبی داشتم..احساس راحتی و آرامش

الانم میخوام برم بخوابم..همش تقصیر شجریانه!منو باش..میخواستم یه کم انگل شناسی بخونم اما مگه میذاره....بیخیال

به قول همون دوست گلم که البته این روزا کم محبت شده:"بی خیال!زندگی رو جدی نگیر همه ش یه رویاس!!....اما نمیدونست که زندگی همه ش رویا نیس گاهی کابوسم سراغ آدم میاد که محتاج دوستیه که دستشو بگیره ...."

بی خیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال....خوابم میاد..

اینم متن آهنگ و دانلود آهنگ

همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد


شبی که ماه مراد از افق طلوع کند
بود که پرتو نوری به بام ما افتد
ملوک را چو ره خاکبوس این در نیست
کی التفات مجال سلام ما افتد
چو جان فدای لبت شد خیال می بستم
که قطره ای ز زلالش به کام ما افتد
خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز
کز این شکار فراوان به دام ما افتد
ز خاک کوی تو هردم که دم زند حافظ
نسیم گلشن جان در مشام ما افتد
به نا امیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد

شعر : حافظ

نگارینا دل و جانم ته داری
همه پیدا و پنهانم ته داری
نمی دونم که این درد از که دیرم
همین دونم که درمانم تو داری

شعر : باباطاهر

تصنیف « جان عشاق »

دوش می آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی
جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود می دانست
وآتش چهره بدین کار برافروخته بود
گرچه می گفت که زارت بکشم می دیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود
کفر زلفش ره دین می زد و آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود

شعر : حافظ

درخیال
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان می توان گرفت
افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع
شکر خدا که سرُّ دلش در زبان گرفت
می خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست
از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت
زین آتش نهفته که در سینه من است
خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت
کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان
زین فتنه ها که دامن آخر زمان گرفت
بر برگ گل به خون شقایق نوشته اند
کآن کس که پخته شد می چون ارغوان گرفت
فرصت نگر که فتنه چو در عالم اوفتاد
صوفی به جام می زد و وز غم کران گرفت
می خور که هرکه آخر کار جهان بدید
از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت

شعر : حافظ

تصنیف « غریبان »

چندان که گفتم غم با طبیبان
درمان نکردند مسکین غریبان
آن گل که هر دم دردست بادیست
گو شرم بادش از عندلیبان
یا رب امان ده تا باز بینم
چشم محبان روی حبیبان
ای منعم آخر بر خوان وصلت
تا چند باشیم از بی نصیبان
ما درد پنهان با یار گفتیم
نتوان نهفتن درد از طبیبان
حافظ نگشتی شیدای گیتی
گر می شنیدی پند ادیبان


دانلود جان عشاق

 


موضوعات مرتبط: آواز ایرانی ، شخصی
[ یکشنبه 1389/07/11 ] [ 10:43 ] [ هیرا ]

 

در هوایت بی قرارم، بی قرارم روز و شب
سر زکویت برندارم، برندارم روز و شب
در هوایت بی قرارم، بی قرارم روز و شب
سر زکویت برندارم، برندارم روز و شب
جان روز و جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روز و شب
زان شبی که وعده کردی روز وصل
زان شبی که وعده کردی روز وصل
روز و شب را می شمارم روز و شب
ای مهار عاشقان در دست تو
ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز شب
در میان این قطارم، این قطارم روز و شب
در هوایت بی قرارم، بی قرارم روز و شب
سر زکویت برندارم، برندارم روز و شب
در هوایت بی قرارم، بی قرارم روز و شب
سر زکویت برندارم، برندارم روز و شب
جان روز و جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روز و شب
می زنی تو، می زنی تو
زخمه ها بر می رود، بر می رود
زخمه ها بر می رود، بر می رود
تا به گردون زیر و زارم
زیر و زارم روز و شب
در هوایت بی قرارم، بی قرارم روز و شب
سر زکویت برندارم، برندارم روز و شب
در هوایت بی قرارم، بی قرارم روز و شب
سر زکویت برندارم، برندارم روز و شب
جان روز و جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روز و شب
روز و شب را همچو خود، مجنون کنم، مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب روز و شب
می زنی تو، می زنی تو
زخمه ها بر می رود بر می رود
زخمه ها بر می رود بر می رود
تا به گردون زیر و زارم
زیر و زارم روز و شب
در هوایت بی قرارم بی قرارم روز و شب
سر زکویت برندارم برندارم روز و شب
در هوایت بی قرارم بی قرارم روز و شب
سر زکویت برندارم برندارم روز و شب
جان روز و جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روز و شب

باز ديوانه شدم من اي طبيب
باز سودايي شدم من اي حبيب
آنچنان ديوانگي بگسسته بند
كه همه ديوانگان پندم دهند


غيرآن زنجير زلف دلبرم
گر دو صد زنجير آري بگسلم

به تيغم گر زني دستت نگيرم
وگر تيرم زني منت پذيرم
كمان ابروي ما را كو مزن تير
كه پيش چشم بيمارت بميرم
چشمي كه نظر نگه ندارد
بس فتنه كه بر سردل آرد
آهوي كمند زلف خوبان
خود را به هلاك مي سپارد

به دو زلف يار دادم دل بيقرار خود را
چه كنم سياه كردم همه روزگار خود را
شبي ار بدستم افتد سر زلف يار
همه مو به مو شمارم غم بيشمار خود را

دانلود آلبوم "بیقرار" استاد شهرام ناظری بصورت زیپ


به مژگان سيه كردي هزاران رخنه در دينم
بيا كز چشم بيمارت هزاران درد برچينم

الا اي همنشين دل كه يارانت برفت از ياد
مرا روزي مباد آن دم كه بي ياد تو بنشينم

جهان پير است و بي بنياد از اين فرهاد كش فرياد
كه كرد افسون و نيرنگش ملول از جان شيرينم

جهان فاني و باقي فداي شاهد و ساقي
كه سلطاني عالم را طفيل عشق مي بينم

دانلود


اين بار من در عاشقي يكبارگي پيچيده‌ام
اين بار من يكبارگي از عافيت ببريده‌ام

دل را ز جان بركنده‌ام وز چيز ديگر زنده‌ام
عقل و دل و انديشه را از بيخ و بن سوزيده‌ام
اين بار عقل من ز من يكبارگي بيزار شد

خواهد كه ترساند مرا پنداشت من ناديده‌ام
اي مردمان اي مردمان از ما نيايد مردمي

ديوانه ننديشد از اين كاندر دل انديشيده‌ام...
از زخم او زاري مكن دعوي بيماري مكن
صد جان شيرين داده‌ام تا اين بلا بخريده‌ام
دانلود

 


تصنیف سرمست
گر بی‌دل و بی‌دستم وز عشق تو پابستم
بس بند که بشکستم آهسته که سرمستم
در مجلس حیرانی جانی است مرا جانی
زان شد که تو می دانی آهسته که سرمستم
پیش آی دمی جانم زین بیش مرنجانم
ای دلبر خندانم آهسته که سرمستم
ساقی می جانان بگذر ز گران جانان
دزدیده ز رهبانان آهسته که سرمستم
رندی و چو من فاشی بر ملت قلاشی
در پرده چرا باشی آهسته که سرمستم
ای می بترم از تو من باده ترم از تو
پرجوش ترم از تو آهسته که سرمستم
از باده جوشانم وز خرقه فروشانم
از یار چه پوشانم آهسته که سرمستم
تا از خود ببریدم من عشق تو بگزیدم
خود را چو فنا دیدم آهسته که سرمستم
هر چند به تلبیسم در صورت قسیسم
نور دل ادریسم آهسته که سرمستم
در مذهب بی‌کیشان بیگانگی خویشان
با دست بر ایشان آهسته که سرمستم
ای صاحب صد دستان بی‌گاه شد از مستان
احداث و گرو بستان آهسته که سرمستم

سه تار و آواز
باز آی بازآی بازآی هر آن چه هستی باز آی
کافر و گبر و بت پرستی باز آی باز آی
گر کافر و گبر و بت پرستی باز آی
درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی بازآی
صد بار اگر توبه شکستی بازآی
صد بار اگر توبه شکستی بازآی باز آی
صد بار اگر توبه شکستی باز آی

تصنیف لولیان
ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد طشتش فتاد از بام ما نک سوی مجنون خانه شد
می‌گشت گرد حوض او چون تشنگان در جست و جو چون خشک نانه ناگهان در حوض ما ترنانه شد
ای مرد دانشمند تو دو گوش از این بربند تو مشنو تو این افسون که او ز افسون ما افسانه شد
زین حلقه نجهد گوش‌ها کو عقل برد از هوش‌ها تا سر نهد بر آسیا چون دانه در پیمانه شد


بازی مبین(۲) این جا تو جانبازی گزین سرها ز عشق جعد او بس سرنگون چون شانه شد
غره مشو با عقل خود بس اوستاد معتمد کاستون عالم بود او نالانتر از حنانه شد


من که ز جان ببریده‌ام چون گل قبا بدریده‌ام زان رو شدم که عقل من با جان من بیگانه شد
این قطره‌های هوش‌ها مغلوب بحر هوش شد ذرات این جان ریزه‌ها مستهلک جانانه شد
خامش کنم فرمان کنم وین شمع را پنهان کنم شمعی که اندر نور او خورشید و مه پروانه شد

قطعه چابک سوار
ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و از هر دو جهانم بستان    

با هرچه دلم قرار گیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان

دانلود آلبوم "لولیان" استاد شهرام ناظری بصورت زیپ


اى خشم به جان تاخته ، توفان شرر شو
اى بغض گل انداخته ، فریاد خطر شو
اى روى برافروخته ، خود پرچم ره باش
اى مشت برافراخته ، افراخته تر شو
اى حافظ جان وطن ، از خانه برون آى
از خانه برون چیست که از خویش به در شو
گر شعله فرو ریزد ، بشتاب و میندیش
ور تیغ فرو بارد ، اى سینه سپر شو
ور تیغ فرو بارد ، اى سینه سپر شو

خاک پدران است که دست دگران است
خاک پدران است که دست دگران است
هان اى پسرم ، خانه نگهدار پدر شو
دیوار مصیبت کده ى حوصله بشکن
شرم آیدم از این همه صبر تو ، ظفر شو
تا خود جگر روبه کان را بدرانى
چون شیر درین بیشه سراپاى جگر شو
چون شیر درین بیشه سراپاى جگر شو

مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست
خود بر سر این تن به قضا داده ، قدر شو
فریاد به فریاد بیفزاى که وقت است
در یک نفس تازه اثرهاست ، اثر شو

ایرانى آزاده ، جهان چشم به راه است

ایرانى آزاده ، جهان چشم به راه است
ایران کهن در خطر افتاده ، خبر شو
ایران کهن در خطر افتاده ، خبر شو

مشتى خس و خارند ، به یک شعله بسوزان ، به یک شعله بسوزان
بر ظلمت این شام سیه فام ، سحر شو
بر ظلمت این شام سیه فام ، سحر شو
بر ظلمت این شام سیه فام ، سحر شو
بر ظلمت این شام سیه فام ، سحر شو
...

دانلود تصنیف "خس و خاشاک" استاد شهرام ناظری

نظر یادتون نره...


موضوعات مرتبط: آواز ایرانی
[ چهارشنبه 1389/06/31 ] [ 16:3 ] [ هیرا ]

جان جهان دوش کجا بوده اي

ني غلطم در دل ما بوده اي

آه که من دوش چه سان بوده ام

آه که تو دوش که را بوده اي

رشک برم کاش قبا بودمي

چون که در آغوش قبا بوده اي

زهره ندارم که بگويم ترا

بي من بيچاره کجا بوده اي

آينه اي رنگ تو عکس کسيست

تو ز همه رنگ جدا بوده اي

رنگ رخ خوب تو آخر گواست

در حرم در حرم

در حرم لطف خدا بوده اي

دانلود تصنیف جان جهان


موضوعات مرتبط: آواز ایرانی
[ دوشنبه 1389/05/04 ] [ 17:29 ] [ هیرا ]

بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از ان می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ.

دانلود "بوی باران"


موضوعات مرتبط: آواز ایرانی
[ دوشنبه 1389/03/10 ] [ 16:52 ] [ هیرا ]
درباره وبلاگ

من یه دیوونه ی عاقلم! پارادوکس نیس واقعا میشه...میخوای بدونی چه جوری!؟از من بپرس..... این وبلاگ درباره ی شعر های خودم و دیگرون و بارون و همه چیه...!!
من هیرا ، دانشجوی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.دیوونه بارونم......ظاهری آروم و درونی پر از هیاهو و دیوونگی و شهوت آزادی و رها بودن،پسری با ذهنی سیاه و سفید یا شاید رنگی..نمیدونم!!با فکرایی مث یه دیوونه..گاهی حس میکنم کله پوکم و گاهی فک میکنم فوق دکترای پرستاری...!! بگذریم ممنون که به دنیای بارونیم قدم گذاشتین..(ترجیحا قبل از ورود چتراتونو ببندین تا حسابی خیس شین...)آآآآآآآآآآآآه..............باران
.............................................
منتظر نباش كه شبي بشنوي
از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام !
كه عزيز باراني ام را ،در جاده اي جا گذاشتم !
يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم !
توقعي از تو ندارم !
اگر دوست نداري، در همان دامنه‌ي دور دريا بمان !
هر جور تو راحتي ! باران زده ي من !
همين سوسوي تو، از آن سوي پرده ي دوري
براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست !
من كه اين جا كاري نمي كنم !
فقط گهگاه،
گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم !
همين !
اين كار هم كه نور نمي خواهد !
مي دانم كه به حرفهايم مي خندي !
حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم
باران مي آيد !
صداي باران را مي شنوي ؟!
برچسب‌ها وب
امکانات وب
Yahoo Status by RoozGozar.com

كد تعیین وضعیت یاهو

Page Rank Check

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner





Powered by WebGozar

بازی آنلاین فرودگاه
کد بازی آنلاین
<

جاوا اسكریپت